نیاز امروز کشور ما ایران یک رنسانس فرهنگی می باشد در باورهای مردم ،تغییر در افکاری که در طول زمان تهجر و خرافات هر روز به ویرانی آن افزوده است ,مردمی که قهرمانانش مردگانش می باشند و قهرمان زنده را به هزار تهمت افترا از خود دور می کند وبه حیرت وامیدارد رفتارشان در برابر زندگان و مردگانشان:
در حیرتم از مرام این مردم زنده کش مرده پرست
تا فرد بود زنده کشندش به جفا
چون مرد برندش سر دست
مصداق های زیادی در پیرامون خودمان دیده ایم بخاطر می آورم زمانیکه با سید حسین کاظمینی بروجردی آشنا شدم وار تفاوت فاحش رفتار و افکار این روحانی با سایر آخوندها برای اطرافیان می گفتم در برابر حرفهایم جبهه می گرفتند و می گفتند که این هم از خودشان است اگر فرق نمی کنه پس چرا نمی گیرندش و زندانی نمی کنند و حالا که نزدیک به 9 ساله که زندانه می گند اگه با اونا نباشه تا حالا اعدام کرده بودند وضعیت محمد نوری زاد نیز دقیقن همینطوریه در بعضی از کامنت هایی که در پایین مطالب ارسالی ایشان می خونم می بینم که عده ای ایشان را محکوم می کنند که ایشان عامل رژیم است جواب بنده به این هموطنان اینه که کدام عامل رژیم راضی می شود که ریشه های تنیده از جهل و جور نظام آخوندی راچنین از بیخ بزند و هر روز بیشتر از روز قبل مشروعیت رژیم را از بین ببرد .
حرکت نوری زاد حاصل رفتار بی خردانه جمهوری اسلامی می باشد آنجا که می توانستند با پاسخ به خواسته های مشروع ایشان برای خود آبرو کسب کنند و از گسترش حرکت او جلوگیری کنند ولی هیهات که عقل و تدبیر سالهاست که از میان زمامداران کشورمان متواری شده است.
در ابتدای حرکت نوری زاد رژیم تصمیم گرفت که با آزاد گذاشتن او و تبلیغ اینکه ایشان عامل حکومت است باعث خراب شدن وجه ایشان و دور شدن مردم گردند و در ابتدا نیز تا حدی موفق شدند ولی از آنجا که نورزی زاد به راه خود اعتقاد داشت با سماجت توانست نقشه های آنها را نقش برآب کرد و با جهانی شدن حرکتش یک مصونیت برای ایشان ایجاد شده و مصداق حکومت مانند اره به کونی می باشد که نه راه پس داره نه راه پیش .
بدانیم که خداوند بهترین مکر کنندگان است و مکر ،مکاران را بخودشان بر می گرداند.
گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
در حیرتم از مرام این مردم زنده کش مرده پرست
تا فرد بود زنده کشندش به جفا
چون مرد برندش سر دست
مصداق های زیادی در پیرامون خودمان دیده ایم بخاطر می آورم زمانیکه با سید حسین کاظمینی بروجردی آشنا شدم وار تفاوت فاحش رفتار و افکار این روحانی با سایر آخوندها برای اطرافیان می گفتم در برابر حرفهایم جبهه می گرفتند و می گفتند که این هم از خودشان است اگر فرق نمی کنه پس چرا نمی گیرندش و زندانی نمی کنند و حالا که نزدیک به 9 ساله که زندانه می گند اگه با اونا نباشه تا حالا اعدام کرده بودند وضعیت محمد نوری زاد نیز دقیقن همینطوریه در بعضی از کامنت هایی که در پایین مطالب ارسالی ایشان می خونم می بینم که عده ای ایشان را محکوم می کنند که ایشان عامل رژیم است جواب بنده به این هموطنان اینه که کدام عامل رژیم راضی می شود که ریشه های تنیده از جهل و جور نظام آخوندی راچنین از بیخ بزند و هر روز بیشتر از روز قبل مشروعیت رژیم را از بین ببرد .
حرکت نوری زاد حاصل رفتار بی خردانه جمهوری اسلامی می باشد آنجا که می توانستند با پاسخ به خواسته های مشروع ایشان برای خود آبرو کسب کنند و از گسترش حرکت او جلوگیری کنند ولی هیهات که عقل و تدبیر سالهاست که از میان زمامداران کشورمان متواری شده است.
در ابتدای حرکت نوری زاد رژیم تصمیم گرفت که با آزاد گذاشتن او و تبلیغ اینکه ایشان عامل حکومت است باعث خراب شدن وجه ایشان و دور شدن مردم گردند و در ابتدا نیز تا حدی موفق شدند ولی از آنجا که نورزی زاد به راه خود اعتقاد داشت با سماجت توانست نقشه های آنها را نقش برآب کرد و با جهانی شدن حرکتش یک مصونیت برای ایشان ایجاد شده و مصداق حکومت مانند اره به کونی می باشد که نه راه پس داره نه راه پیش .
بدانیم که خداوند بهترین مکر کنندگان است و مکر ،مکاران را بخودشان بر می گرداند.
گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر